از وقتی فهمیدم باید منتظر یه مهمان عزیز باشم٫ با تمام فکر و خیال های قشنگی که برای خودم می ریختم و کیف می کردم یک چیزی گوشه ذهنم هی اذیتم می کرد. چطوری این مساله را در آزمایشگاهمون مطرح کنم؟! تازه بعد از شش ماه تلاش و حرص خوردن٫ من را به عنوان عضو جدید داشتند می پذیرفتند!؟ نکنه بگویند که اصلا امکان نداره و نمی تونم ادامه بدم؟(فدای سر نی نیم اما از تنهایی دق می کردم) استاد راهنمایم چه عکس العملی نشون میده؟ بقیه هم آزمایشگاهی ها چطور؟ توی فکرهام چهره شان میامد که دارند به زبان خودشان یک چیزهایی می گویند و قه قه می خندند؟!!!
خودم را تا همین یکی دو هفته پیش به اون راه میزدم و به زمان می سپردم اما راه گریزی نبود! این مساله شده بود قورباغه ای که بهتر بود هر چه زودتر قورتش بدم تا بقیه خوشی های این دوران را ازم نگیره٫ جسارتش اما؟!
همین مهمان های هفته پیش را خدا خیر بدهد که مرا به فکر فرو بردند٫ با خودم فکر کردم من چطور می خواهم به بچه ام بگم که با مشکلش روبرو بشه فرار نکنه وقتی خودم همین کار رو انجام میدم؟ من چطور الگویی میشم؟ اصلا چطور میخوام بهش بگم به خودش و توانایی هاش اطمینان داشته باشه؟!!!
تصمیم گرفتم به خاطر کودک به دنیا نیامده ام محکم باشم! تصمیم گرفتم و راهی اتاق استادم شدم٫ توی راه به نی نی می گفتم ببین گل گلی من مطمئنم که ما می تونیم! از آن همه هول و ولا خبری نبود٫ میخواستم مادر محکمی باشم که به توانایی های خودش اطمینان دارد و این مساله چنان آرامشی به من داده بود که خودم هم باور نمی کنم رفتم صاف توی چشم های استادم گفتم: "I am pregnant"
ته خنده اش را کرد اما خیلی رفتارش مودبانه و معقول بود. قرار شد تا پایان این ترم همه کار و بار پروژه ام را سر و سامان بدهم و بعدش دفاع از تزم بماند برای قرار معمولش که شهریور سال آینده است. ترم بعد هم فقط هفته ای یک جلسه کلاس سمینار باید شرکت کنم و حاضر بزنم.
اینکه مادر بودنم اینقدر انگیزه قوی در من ایجاد کرده بود٫ تجربه تازه ای بود و طعم رضایت از نتیجه اش هنوز زیر زبانم است!
خدایا شکرت!
پی نوشت: کتاب "قورباغه ات را قورت بده" رو نخوندم اما راجع به برنامه ریزی و این جور چیز هاست گویا٫ اما میدونم حکمت عنوانش اینه: وقتی کلی کار ریخته سرتون٫ اون کاری رو اول از همه انجام بدید که براتون از همه سخت تره! این باعث میشه بقیه کارهاتون رو با خیال آسوده و بهتر انجام بدید! یعنی اگر قراره قورباغه ای رو قورت بدید و خیلی شکنجه آوره اول از همه همون رو بکنید!



