تبليغاتX
از این روزها ...

از این روزها ...

که فرشته ای توی دلم بال می زند!

این عیدی دخترک ماست برای تمام خاله های مهربونش:


پی نوشت: هدیه آسمونی ری-را که آسمونی شد انگار تازه فهمیدم که مادری تنها حسی نیست که من برای دخترم دارم...انگار دیگه قلبم می تونه برای تمام فرشته های کوچیک دنیا بتپه... می تونم به چهره های معصومشون نگاه کنم و از عشقشون لبریز بشم...از شادیشون خوشحال بشم و از غمشون دلگیر...

برای تولد دخترک شیوا شاد بشم و مشتاق شنیدن اسم قشنگش باشم... از مریضی شاینا غصه بخورم... برای تولد آراز کوچولو روزشماری کنم... منتظر خبرهای خوب از رایان مامان فریبا باشم ... و این روزها برای پرواز هدیه ی معصوم ری-را دلتنگ باشم و با همه وجودم برای ری-را دعا کنم که فرشته اش توی پذیرایی گرم خدا برای مامان خوبش صبر بخواد و آرامش...

قلبم پذیرای محبت دوستان خوبی شده که پیوند من و اونها مادر بودنمونه... به یادشون گوشه قلبم گرم میشه و براشون دورادور بهترین رو میخوام.

یه پی نوشت دیگه: منصوره جان! وبلاگ نورای گل برای من فیلتره و نمی دونم چه کنم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 10:57  توسط هنا  | 

اگر کودک شما به تازگی حرکت کردن (سینه خیز/چهاردست و پا/راه رفتن) و یا حتی نشستن را آموخته باشد باید منتظر اعتراضهایش برای تعویض پوشک باشید. برای او خوابیدن و تحمل این کار بسیار مشکل است و این سختی با نزدیک شدن سن یکسالگی زمانی که حس استقلال طلبیش شکوفاتر می شود بیشتر هم خواهد شد. درک این مطلب که مقاومت او برای خوابیدن تنها وسیله ای برای بیان استقلال و توانایی خودش است به شما کمک می کند تا در مقابل بی قراریش صبور باشید و به جای جدال با او و یا حرص خوردن به دنبال یک راه حل دوطرفه بگردید. هرچه باشد روزی چند بار باید این مراسم را با هم اجرا کنید!

اگر می تواند بایستد او را ایستاده تعویض کنید. در مواردی که باید دراز بکشد و منتظر تمیز شدنش باشد حتما او را سرگرم نگه دارید. به این منظور یک وسیله جذاب/ یک اسباب بازی دلخواه یا هرچیزی که توجه او را برای چند دقیقه جلب می کند مخصوص این کار کنار بگذارید. می توانید یک تکه چسب به دستش بزنید و تا زمانی که او مشغول است شما کارتان را تمام کنید.

من برای این منظور همیشه یک شی جدید یا اسباب بازی که دخترم چند روزی ندیده است و حدس می زنم سرگرمش می کند را پیدا می کنم و بعد با هم به سمت محل تعویض (کنار کشوی پوشک و لباسهایش) می رویم. در طول راه به او می گویم که میخواهم پوشکش را عوض کنم و درست وقتی دراز می کشد آن شی جذاب را به دستش می دهم. البته با این حال هم همیشه کار به آخر نمیرسد. گاهی باید بازی های دیگری هم در بیاورم. قلقلکش بدهم، برایش شکلک در بیاورم و... و در انتها وقتی روی پایم نشسته لباسش را بایک بازی همیشگی "پات رو بده بوس کنم"  بپوشانم که حالا دیگر وقتی اسمش را می شنود خودش را آماده می کند. اول باید از توی سوراخ پاچه شلوارش نگاهش کنم و بخندانمش بعد دستم را از تویش رد کنم و پایش را بگیرم و وقتی بیرون آوردمش یک ماچ حسابی بکنم...تا او گرم خنده است پاچه های شلوار پایش شده و تازه در حالی که دارد برای خودش می رود من باید دنبالش بروم و شلوارش را بالا بکشم!

حس می کنم اگر نمیدانستم که بی قراریش به دلیل حس استقلال طلبی و نه گفتن به اجبار خوابیدن بوده چقدر از این مراسم تعویض پوشک گریزان می شدم ولی حالا به یک بازی دو نفره تبدیل شده است.

نکته ی دیگری که خوب است به یاد داشته باشید این است که عکس العمل منفی نسبت به پوشک و پی پی اش نداشته باشید. اگر شما غرو لند کنید یا از بوی بد پوشکش چهره درهم کنید او این را به حساب عدم تایید خودش می گذارد و درک نمی کند که چه چیزش ناخوشایند شما بوده؟ برعکس اگر ذهنیت خوبی نسبت به تعویض پوشک داشته باشد در آینده ای نزدیک میلش به دستشویی رفتن و راحت شدن از پوشک بیشتر خواهد بود.

شما هم اگر تجربه ای دارید خوب است که ما را شریک کنید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 22:37  توسط هنا  |